همینه …

2009/08/30

سلام

فرصتی شد تا اینجا رو آپ کنم ! نشستم دیدم همینطوری بازدید اینجا با یه پست داره میره بالا ، گفتم خب خوبه دیگه ، برای چی دیگه پست بزنم :D

در موردِ چند تا مسئله میخوام بنویسم ، اولیش در موردِ عوض شدنِ حال و هواس ! امم ، تا حالا شده تو اوج ِ خوشحالی و انرژی مثبت و اینا باشید و با شنیدن یه کلمه حرف ، یا دیدنِ یه چیزی ، تمام ِ انرژیتون از بین بره ؟! یا تا حالا شده اوج ِ ناراحتی و بی انرژی بودن باشید و با شنیدنِ یه حرف یا دیدنِ یه چیزی از این رو به اون رو بشید و سرشار از انرژی ؟!

داشتم فکر میکردم که خیلی وقتا چقدر ساده آدم از این رو به اون رو میشه و حال و هواش تغییر میکنه ! میری بیرون ، با دوستات میچرخی و حرف میزنی و میخندی ، کارایی رو که دوست داری میکنی ، فیلمی رو که میخوای میبینی ، چیزی رو که میخوای میخری ، کلی انرژی داری ، یهو یه حرفی از یه کسی میشنوی که باعث میشه ناراحت بشی و وقتی به خودت میای احساس میکنی دیگه هیچی از اون انرژیت نمونده !

یا اینکه ممکنه در روز هیچ کاره مفیدی نکرده باشی ، همش از این ور بیفتی اون ور ، هیچکدوم از کارات پیش نره ، حوصلت سر رفته باشه ، ولی یه دفعه یکی که دوست داری بهت زنگ بزنه ، یا یه آهنگِ شاد یا یه فیلم طنز نگاه کنی ، به خودت میای و میبینی که اوه ! انگار نه انگار که تا یه ساعت پیش دلت میخواست بیفتی بمیری !

مسئله دوم در موردِ ملته ! چیزای جالبی میشنوم که خب دوست دارم بنویسم در موردش ، شاید چون از یه نفر و دو نفر و پنج نفر نیست ! شاید اگر اینجا بنویسم بهتر باشه …

اولین مورد اینکه خدا رو شکر توی این مدت دوست ، آشنا ، خانواده ، همسایه ، فامیل دور ، همکلاسی ، بقال سر کوچه ، ملتِ تو خیابون ، کاربر مهمانِ سایتِ جادوگران !! و کلا همه دارن به مسئله بچگی من اشاره میکنن ، جدیدا ملت بزرگ شدن همگی به اتفاق هم ! این همه مدت ما بزرگ بودیم ، ملت بچه بازی در میاوردن ، حالام ما بچه ایم ملت بزرگ ! اگر بچگی کاراییه که من میکنم ، قربونِ این بچگی ، و اگر بزرگی کارایی که ملتی که ادعا دارن میکنن ، **** تو اون بزرگی !

دومین مورد در مورد دوستان و نحوه ارتباط برقرار کردن هست ، من کی توی برخورد با دوستام و ارتباط باهاشون سرد بودم ؟! کی خشک بودم ؟! کی بی اهمیت بودم ؟! کی به دختر یا پسر بودنشون اهمیت دادم ؟! دوستان اینجا حاضرن ! توی اد لیستِ بنده ! کی واسشون اهمیت قائل نبودم یا سرد و خشک بودم ؟ چه روزی شده که من باهاشون لاو نترکونم !! ؟ کی حتی یه نفر که اصلا نمیشناسمش اومده با من صحبت کرده و من باهاش اینطوری نبودم ؟!

یه وقتی هست که تو از یه سری خوشت نمیاد ، هر طوری که دلت میخواد حرف میزنی باهاشون ، البته این به این معنی نیست که میای فحشو میکشی بهشون و میری ! ولی خب ، خوشت نمیاد ، نمیتونی رابطه ی خوبی هم برقرار کنی ، یا شاید حتی علاقه نداری ؛ چون اینطوریه ملت باید بگن این اخلاقش بده و بلد نیست چطوری باید ارتباط برقرار کنه با ملت و این حرفا !؟

والا ملت جدیدا خیلی روی نحوه ی ارتباط برقرار کردن با دیگران حساس شدن ، به نظرم من به اندازه کافی بلدم چطوری با ملت رابطه داشته باشم و نیازی نیست که دیگه بیشتر از این روش کار کنم ، اگر رابطه خوب برقرار کردن اینه که تا یه نفرو میبینی باهاشون شروع به خنده و شوخی و جوک کنی و بعد از پنج مین لاو بترکونی و شماره بدی و بگیری و بعد از دو روز ماچ و بغل و بوس و فرداشم یه بچه بیاد بغلت یا بره بغلش ، شرمنده ، من هنوز انقدر رابطمو با ملت نمیتونم قوی کنم !

ملت هم که همینطوری دارن میسازن و منم باهاشون میسازم و خدا رو شکر مشکلی نیست ! اون کسی که دوسته و ارزش قائل میشه برام ، منم دوستم باهاش و متقابلا براش ارزش قائل میشم ، اون کسی که اسمن دوسته و نه ارزشی قائله برای آدم و نه به چیزی اهمیت میده و اینا ، دیگه مشکله خودشه ! من همینم که هستم و تغییر نمیکنم ، هر کسی دوست داشت خوشحال میشم ، هر کسی هم حال نکرد ، ** ننش !

مسئله سوم در موردِ کل کل هست ، جدیدا ملت فکر میکنن اگر کل کل کنن ، خیلی شاخن و دست و سوت و جیغ داره کارشون ! فقطم به فکر اینن که کل کل کنن و به جزئیاتش دیگه اهمیت نمیدن ! هفته پیش یه بنده خدایی داشت در مورد سایت و جزئیاتش و اینا با من کل کل میکرد و فکر میکرد خیلی شاخه ! آخه عزیزه من ، تو که هنوز فرق CMS و SMS رو تشخیص نمیدی دیگه کل کل نکن جونِ مادرت ! هر چند هنوزم کم نیستن کسایی که فرقِ این دو تا رو تشخیص بدن !

مسئله چهارم در موردِ دختراس ! حسش نیست وگرنه میخواستم یه آپ رو اختصاص بدم بهش ، دیروز داشتم با یه دوستی در موردِ یه سری دخترا حرف میزدم ، یه چیزی تو مسنجر که کلی مایه ی خنده شد و من مستقیما کپیش میکنم اینجا :

**** * *** : قبول دارم که دخترا موجودات لوسی هستن، به نظرم اسمشون بیش تر از کارشون جای پردازش داره :) ))

bachegiha : اسمشون ؟! چطور ؟ :D

**** * *** : چطور ؟ باب اسماشون خداس باب :D از اجرام اسمانی تا گل و بوته و رنگ و مزه و خوراکی و غذا و پرنده و جهنده و خزنده و درنده گرفته تا .. اصلا حد نداره

bachegiha : :) ))))))

هوم ، چیز خاص دیگه ای مد نظرم نیست ، میخواستم متن ِ یه آهنگِ ایرانی رو بذارم که منصرف شدم .

14 پاسخ به “همینه …”

  1. امید گفت

    اوه! چه لات…
    مفهوم نوشته ت با لحن گفتارت تناقض داره عزیزم.


    من کی توی برخورد با دوستام و ارتباط باهاشون سرد بودم ؟! کی خشک بودم ؟! کی بی اهمیت بودم ؟! چه روزی شده که من باهاشون لاو نترکونم !! ؟ کی حتی یه نفر که اصلا نمیشناسمش اومده با من صحبت کرده و من باهاش اینطوری نبودم ؟!

    من همینم که هستم و تغییر نمیکنم ، هر کسی دوست داشت خوشحال میشم ، هر کسی هم حال نکرد ، ** ننش !

    بی اهمیتی و برخورد بد رو به همینی میگن که گفتی! (احتمالا)

    اون حرف هایی هم که در شان خودت و دوستات نیست رو پاک کنی بهتره. میتونی براساس تصمیم خودت رفتار کنی، ولی نباید انقدر خودت رو آزاد بدونی که برای واکنش به درخواست هایی که از نظرت نامشروع هستن اینطور بی پروا هر چی خواستی تو وبلاگت بنویسی!

    اهمیت دادن فقط تحویل گرفتن و با خوشحالی سلام و احوال پرسی کردن نیست. رعایت شان و شخصیت همه آدم ها (از جمله غریبه ها) هست.

  2. دراکو گفت

    اسم دوستتو بگو تا خودم از توی فرهنگ نام ها ببینم کدوم نوع از اجرام آسمانی،گل،پرنده،خزنده،بوته،برنج،موتور و … هست!:-w

  3. مصطفي گفت

    نميشه نظر خصوصي داد :D
    در پستت عصبانيت موج ميزد!

  4. بهار گفت

    اره خداييش درست ميگيي!!!! ملت يه چيزيشون ميشه به رفتاره ما گير ميدن ولييي خودشون مشكل دارننن هي ميگن بچه شدي اينكارا چيهه؟؟ رفتارات بچگونه و مسخرسس رفتاره خودشون مسخرس نه ماااا!!!! حتي بعضياشون به خاطر اين ول ميكنن و ميرن!!!! ولي بچه ها خيلي عاقلتر و بهتره بزرگانننننننن!!!!! ايول خيلي باحال بود

  5. آرمینا گفت

    اوکی !

  6. مهران گفت

    همینه که هست! D:

    یه سری از خلق الله عادت دارن ساز مخالف بزنن خب.. به هیچ صورتی هم نمیشه توجیهشون کرد!

    در ضمن هنر نیست که با آدمی که خوب رفتار می کنه دوستی کنیم.. امم نه پشیمون شدم. دوست باقی موندن از هر نوعش هنز می خواد.

  7. سانیا گفت

    اصولا ملت میخوان سر هر موضوع کوچیکی به آدم گیر بدن شدید…!
    حالا هم گیر دادن به رفتار…!چپ میرن میگن رفتارت بچگونه س راست میرن میگن تو دیگه بزرگ شدی این رفتار بچگونه چیه؟!
    غافل از اینکه رفتار خودشون خیلی بچه گونه تر از این حرفاست…!
    من باب مورد دوم باید عرض کنم:
    بعضیا تو قعات بیجایی دارن!

  8. سهیل گفت

    دخترا خیلی لوووووووووووووووووووووووووووووووووسن…. اه اه اه اه…. ما نباید بهشون نگاه کنیم اصلا تا بمیرن….اینو خوب اومدی

  9. ملیکا گفت

    ارتباط با دوستان و اینا … ! بعد چند دقیقه بچه پرسه زدن اینور و اینور ! خیلی باحال بود !باهات موافقم ! نمیشه آدم هنوز هیچی نشده هیچی ندیده و نشناخته و اینا با یکی دوست بشه ! چه دختر چه پسر !
    البته آخر عاقبتشم این میشه مثلا مثل من ! که دوستای صمیمیم بهم میگن هرکی نشناسدت فکر میکنه مغرورترین آدم روزگاری ! همر آخه هیشکیم نه من !

    ددخترا هم در کل لوس ترین موجوداتی هستن که تا حالا خدا تونسته خلقشون کنه ! با این که دخترم ولی شدیدا از جنش خودم معترضم ! آبروی خودشونو دارن میبرن !!! البته لازم به ذکره که توبعضی پسرا هم واقعا از مرز دختر بودن گذشتن … !!! همر

  10. تاتيانا گفت

    تناقض تو آپت موج مي زنه !
    مسخره است

  11. شهرام گفت

    هوووم…خب اولا ** توي اين آيكن رنگيايي كه اينجا كنار اسماموم مياد..همشون فرمتشون پي ان جيه!!!

    مسئله ي اول: بعدم اينكه كاملا درك مي كنم؛ شده اصلا رو به موت بودم، با يه موج مثبتِ آني از حالِ حيات پيدا كردم :D

    مسئله ي دوم: ميدوني، گاهي آدم يه مسيري رو ميدوئه، ميدوئه، ميدوئه…بعد وقتي به تهش رسيد، ميفهمه از بيخ اشتباه اومده! اون نفس نفسي كه ميزنه، بيشتز به نفسهاي يه گاو خسمگين شبيهه..با اينحال بازم ملالي نيست براش…چون انرژزي داره و ميتونه برگرده از اول.

    گاهي اوقات طرف ميدوئه، ميدوئه، ميدوئه..آخرش ميبينه هيچ ضرب العجلي نبوده..بيخود دوئيده.

    گاهي اوقاتم هس كه ميدوئه، ميدوئه، يهو يه ماشين ميخوره بهش، هواپيما روي سرش سقوط ميكنه و غيره!

    گاهي هم نه! ميدوئه، لايي سرش نمياد، هدف رو هم بهش ميرسه…ولي ميبينه كه در عين با ارزش بودن همه ي اونا، انرژيِ با ارزش خودش رو هدر داده…

    منم خواستم متن يه آهنگ رو برات بذارم، منصرف شدم:D

  12. مورگانا گفت

    سلام

    مورد اول: کی بهت گفته بچه ای؟ البته من آدم بزرگ ندیدم تا حالا! (غیر از خودم :-») ولی از هیشکی بچه ترم نیستی.

    مورد دوم: با هم که نمیشه صمیمی بود و لاو ترکوند! بعدم چی چی ننش؟ :-W

    مورد سوم: کلکل رو با کدوم ل می نویسن؟ :-» (به دروغ که مالیات نمی بندن! میگیم خوب!)

    مورد چهارم: اصولا دختر جماعت از سر شما پسر جماعت زیادن. >:)

    خوش بگذره :D

  13. مورگانا گفت

    «مورد دوم: با هم که نمیشه صمیمی بود و لاو ترکوند!»

    اصلاح می شود:

    «مورد دوم: با همه که نمیشه صمیمی بود و لاو ترکوند!»

  14. مارال گفت

    اون قسمت آخر چی بود اونوقت؟ D:

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.